خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۱۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم ربوده ز کف دلبری به صد خواریکه نیست هیچ در او راه و رسم دلداری
۲
ببرد صبر و قرار و توان ز من یکباربتی که شیوه او نیست جز جفاکاری
۳
به یاد موی تو و روی تو من مشتاقچه شامها که به صبح آورم ز بیداری
۴
شب فراق توام لاله روید از دامنز بس که لاله فروریزد اشک گلناری
صفحهٔ ۱ از ۲