شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۱۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو مگو گناه‌کاری بکشم به هر چه خواهیکه به کیش خوب‌رویان گنه است بی‌گناهی
۲
سپه غمت ز هر سو به دلم هجوم کردهچو هجوم روستایی به سرای پادشاهی
۳
تو شهی به تو مسلم همه کشور نکوییبه تو روی داد خواهان به امید دادخواهی
۴
گنهم ز حد برون شد تو مگر ز لطف بخشیبه درت نهاده‌ام رو به هزار روسیاهی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth