خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۱۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فدای روی چو ماهت بتان فرخاریاسیر چشم سیاه تو ترک تاتاری
۲
ندیده کس چو رخت آفتاب را تابانندیده مثل تو مه چشم چرخ زنگاری
۳
هزار مرتبه میرم ز درد و زنده شومشب فراق تو در کنج غم به صد خواری
۴
شنیدهام که عیادت کنی به بیمارانهمیکنم ز شعف آرزوی بیماری
صفحهٔ ۱ از ۲