خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۱۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بریز ای شوخ خونم را به راهیکز آن ره بگذری تو گاهگاهی
۲
مکن تعجیل در قتلم که نبودمرا جز دوستی جرم و گناهی
۳
ز عشقت رنگ زرد و اشک گلگونبود بر حال من نیکو گواهی
۴
ز مژگان میکند تسخیر دلهاندیده کس چنین شاه و سپاهی
صفحهٔ ۱ از ۲