خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۹
غزلیات بخش دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سیاه روزی و آشفته روزگاری ما راببین و زلف پریشان مکن به چهره خدا را
۲
به جانبت نتوانم چو آیم از ره دوریمگر به سوت فرستم برید باد صبا را
۳
چو دستبوس نگردد نصیب و دسترس منبه پایت افتم شاید که بوسم آن کف پا را
۴
چو خون من بتوانی که بینگار بریزیبه دست باز چه بندی دگر نگار نگارا
صفحهٔ ۱ از ۲