شعر را زندگی کن
→ فتحعلی‌شاهفتحعلی‌شاه
فتحعلی‌شاه

غزلیات بخش دوم

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱با شمع خویش گفتیم سوز و گداز خود را←شمارهٔ ۲مرا که حد نبود بوسم آن کف پا را←شمارهٔ ۳برو به مصر و بگو ای صبا زلیخا را←شمارهٔ ۴بنده شد سرو سهی آن قد دلجوی تو را←شمارهٔ ۵به یک کرشمه پری‌پیکری دل ما را←شمارهٔ ۶در وصل جان سپردیم از بهر آن نگارا←شمارهٔ ۷آه که با صد امید این فلک بی‌وفا←شمارهٔ ۸شیشه دل را شکستی از جفا←شمارهٔ ۹سیاه روزی و آشفته روزگاری ما را←شمارهٔ ۱۰ - (ناکامل)کنم من داد از فریاد کردن←شمارهٔ ۱۱شکسته قامتت سرو چمن را←شمارهٔ ۱۲بریدم از چمن سرو و سمن را←شمارهٔ ۱۳خار ملامت بیا دست جزع بر دعا←شمارهٔ ۱۴بعد قرنی وصل گل‌رخسارها←شمارهٔ ۱۵بپوشان از نظر قرص قمر را←شمارهٔ ۱۶جسم و جان زارند اما این کجا و آن کجا←شمارهٔ ۱۷مایه ناز می‌شود نرگس فتنه‌ساز را←شمارهٔ ۱۸چشم مستت دور می‌گردد دل دیوانه را←شمارهٔ ۱۹کنی ز گریه اگر میغ چشم گریان را←شمارهٔ ۲۰ساقیا کو ساغرت چون گشت طالع آفتاب←شمارهٔ ۲۱رفت از بر من چو یارم امشب←شمارهٔ ۲۲نشسته بر سر راهم به انتظار امشب←شمارهٔ ۲۳دور از در دوست زارم امشب←شمارهٔ ۲۴بگیر شیشه بده ساقیا شراب امشب←شمارهٔ ۲۵در غمش آخر کنم عالم خراب←شمارهٔ ۲۶که گفت منظر چشم من آشیانه توست←شمارهٔ ۲۷می‌فروشد حسن و می‌گویند بازارش کجاست←شمارهٔ ۲۸در این مکان دلآرا نگار دلکش نیست←شمارهٔ ۲۹ - (ناکامل)دلم باختم و شدم غلامت←شمارهٔ ۳۰بنشین که به چشم ماست جایت←شمارهٔ ۳۱عشق آن نرگس فتان به دل زار من است←شمارهٔ ۳۲به استقبال جانان جان من رفت←شمارهٔ ۳۳وعده وصل بتم را اثری پیدا نیست←شمارهٔ ۳۴دل داده‌ام به آن که همه کار او جفاست←شمارهٔ ۳۵مهر رخت ای صنم جای مسیحا گرفت←شمارهٔ ۳۶یار هی نوبت دلداری‌هاست←شمارهٔ ۳۷ای آن وصال تو حیات است←شمارهٔ ۳۸این نه حسنی‌ست که گویند که حد بشر است←شمارهٔ ۳۹نرگس مست نگر واله و حیران شده است←شمارهٔ ۴۰ز سیل اشک من عالم خراب است←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth