خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۳۷
غزلیات بخش دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای آن وصال تو حیات استهجران تو بدتر از ممات است
۲
عمریست که همچو شاه شطرنجدر پیش رخ تو عقل مات است
۳
هر دل که به دام زلفت افتاداز بند غمش دگر نجات است
۴
ای آن که ز سحر غمزه تودر پیکر بیدلان حیات است
صفحهٔ ۱ از ۲