خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۶۱
غزلیات بخش دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر از غمش بمیرم بت من خبر ندارددگر از فراق نالم به دلش اثر ندارد
۲
اگر از دو دیده گردد به نگار خون روانمنکند نگه به سویم به سرم گذر ندارد
۳
بتوان علاج هجران به گه سحر ز آهیچه کنم چه چاره سازم شب من سحر ندارد
۴
نکند کسی به خوبان نظری به عهد حسنتکه اگر کند نگاهی به یقین بصر ندارد
صفحهٔ ۱ از ۲