خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۶۴
غزلیات بخش دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن نامسلمان از جفا کافر مسلمان میکندبا کفر زلف خویشتن دعوی ایمان میکند
۲
کی یار بلغاری کند ترکانه قصد جان کسزاین سان که قصد جان من دلدار کاشان میکند
۳
با تیر مژگان میکشد بس شهسواران را به خونآن دلبر ابرو کمان چون قصد میدان میکند
۴
روز مه و خورشید را چون زلف خود سازد سپرهر گه که جعد خویشتن بر رخ پریشان میکند
صفحهٔ ۱ از ۲