خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۷۲
غزلیات بخش دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از رخ همچو مهت دیده منور گردیداشک چشم من از آن روی چو گوهر گردید
۲
شاه خوبان جهانی تو و خاک قدمتخسروان را به جهان زینت افسر گردید
۳
میکشم خون دل از دیده ز هجران و مراخون دل بیتو می و دیده چو ساغر گردید
۴
خسرو حسن تو تا رایت خوبی افراختجبهههسای در تو خسرو خاور گردید
صفحهٔ ۱ از ۲