شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

شمارهٔ ۵۵ - وقتی او را از رفتن به خراسان منع می‌کردند مشتاقانه این قصیدهٔ را سرود

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه سبب سوی خراسان شدنم نگذارندعندلیبم به گلستان شدنم نگذارند
۲
نیست بستان خراسان را چون من مرغیمرغم آوخ سوی بستان شدنم نگذارند
۳
گنج درها نتوان برد به بازار عراقگر به بازار خراسان شدنم نگذارند
۴
نه نه سرچشمه حیوان به خراسان خیزدچون نه خضرم به سر آن شدنم نگذارند
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth