خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۸۸
غزلیات بخش دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا کی ز هجرت من غمین وز شوق وصلت بیقراریا وعده وصلم بده از غم هجرم برآر
۲
از بس که کشتی ای صنم در کوه و هامون عاشقانگویی که کوه و دشت شد از کشتگانت لالهزار
۳
بلبل نه تنها در چمن باشد ز عشقت در فغاناز خار خار عشق تو گل را بود در سینه خار
۴
از چشم پرخواب تو شد بیخواب چشم مردمانوز پیچ و تاب زلف تو خلقی پریشان روزگار
صفحهٔ ۱ از ۲