شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۹۸

غزلیات بخش دوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل در بند غم افتاده را آزاد می‌کردمبه امید وصالت خاطر خود شاد می‌کردم
۲
به روز حشر اگر می‌دیدمت فریاد می‌کردمبه پیش دادگر از دست جورت داد می‌کردم
۳
رهایی دادش از هجران شیرین کاشکی من همروان خود نثار تیشه فرهاد می‌کردم
۴
کجا می‌شد ز هجرانت شب و روزم چنین یکسانشب هجر تو را گر روز وصلت یاد می‌کردم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth