شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۱۰۵

غزلیات بخش دوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر صبح می‌نالم ز غم هر شام زاری می‌کنموز دیده خونبار خود صد چشمه‌‌ساری می‌کنم
۲
در هر چمن هر چشمه چون بی‌تو نبینم دم به دماز زنده‌رود دیده‌ام صد دجله جاری می‌کنم
۳
هر جا که بینم بلبلی می‌نالد از هجر گلیاو را به افغان هر نفس امداد و یاری می‌کنم
۴
یک بار تیرت گر رسد بر دل من این یک زخم راآن قدر کاوش می‌کنم تا زخم کاری می‌کنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth