خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۱۰۸
غزلیات بخش دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من آرزوی وصل تو از دل به در کنمکو طالعی که دست تو را در کمر کنم
۲
آن دم که من ز خاک لحد سر به در کنماول حدیث جور و جفای تو سر کنم
۳
بر دامن شفیع جزا من ز دست تواز آستین چو دست تظلم به در کنم
۴
دریای قهر حق به تلاطم در آورمدر پیش دادخواه چو این قصه سر کنم
صفحهٔ ۱ از ۳