شعر را زندگی کن
خلوتی با فتحعلی‌شاه

شمارهٔ ۱۱۴

غزلیات بخش دوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آخر بکن ای سنگدل شرم از خدای خویشتنتا کی کنی بیگانگی با آشنای خویشتن
۲
گه با رقیب و سگ بود ای مه تو را غم خود بگواین‌ها بود بود از بهر تو یا از برای خویشتن
۳
یک شب به کویت آمدم صیدت شدم همچون سگتدر عشقبازی دیده‌ام آخر سزای خویشتن
۴
کردی ز حد افزون جفا گر باورت ناید بیاپیش من و از من شنو شرح جفای خویشتن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth