خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۱۱۶
غزلیات بخش دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به محشر گریم و گویم خداوندا شهیدم منشهید خنجر مژگان خونریز سعیدم من
۲
چو تیرم زد نیامد بر سرم دیگر که تا بیندبه خون خویشتن چون نیم بسمل میتپیدم من
۳
بسی فریاد کردم هیچ نشنیدی از این داغمکه آهسته نمودی وعده با غیر و شنیدم من
۴
مشو ای مدعی مست از شراب عهد و پیمانشکه این می بارها در بزم عهد او چشیدم من
صفحهٔ ۱ از ۲