خلوتی با فتحعلیشاه
شمارهٔ ۱۲۰
غزلیات بخش دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در ره تو به کی خاک به سر ریختناز غم تو تا به چند خون ز مژه ریختن
۲
نقض وفایت نشد گر برمیدی ز ماشیوه آهو بود دیدن و بگریختن
۳
گر سر ما بسته است یار به فتراک خویششیوه صیدافکنیست بستن و آویختن
۴
آهوی شیراوژنی شیر تهمتن شکارپشه تواند کجا با تو درآمیختن
صفحهٔ ۱ از ۲