شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

شمارهٔ ۱۰۱ - مطلع دوم

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در آبگون قفس بین طاووس آتشین پرکز پر گشادن او آفاق بست زیور
۲
نیرنگ زد زمین شبه فلک به جلوهپرگار زد هوا را قوس قزح به شه پر
۳
عکسی ز پای و پرش زد بر زمین ز گردونز آن شد بهار رنگین، زین شد سحاب اغیر
۴
ز آن حرف صولجان وش زیرش دو گوی ساکنآمد چو صفر مفلس وز صفر شد توانگر
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth