شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

شمارهٔ ۱۰۷ - در ستایش ملک الوزرا زین الدین دستور عراق

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبح ز مشرق چو کرد بیرق روز آشکارخنده زد اندر هوا بیرق او برق‌وار
۲
بود چو گوگرد سرخ کز بر چرخ کبودداد مس خاک را گونهٔ زر عیار
۳
خسرو چین از افق آینهٔ چین نمودزآینهٔ چرخ رفت زنگ شه زنگ بار
۴
در سپر ماه راند تیغ زراندوده مهربر کتف کوه دوخت دست سپیده غیار
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth