شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

شمارهٔ ۱۰۸ - مطلع دوم

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بهر صبوح از درم مست در آمد نگارغالیه برده پگاه بر گل سوری بکار
۲
بسته من اسب ندم پس بگه صبح دمکرد زبان عذرخواه آن بت سیمین عذار
۳
بلبله برداشت زود کرد پس آنگه سلامگفت بود سه شراب داروی درد خمار
۴
جام ز عشق لبش خنده زنان شد چو گلوز لب خندان او بلبله بگریست زار
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth