خلوتی با عمادی شهریاری
شمارهٔ ۲۶
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دست در هم نمیکند کارمپایمردی نمیکند یارم
۲
چه کنم قحط مردم است آوخبا که گویم که راست کن کارم
۳
کار من بد بُده است و هر که بودکار هر کس چنین نپندارم
۴
خون و مالم حلال میدارندجرمم این است عاشق زارم
صفحهٔ ۱ از ۱۲