شعر را زندگی کن
خلوتی با عمادی شهریاری

شمارهٔ ۲۹

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نخست نیست که گردون مرا سپرد به غممرا و غم را هرگز جدا نداشت ز هم
۲
سپید تاب چو شمشیر زابتدا زادمسیاه‌روی شدم زانتها به سان قلم
۳
منم که از پس تیمار بهتر است مراهزار بار ز باغ وجود داغ عدم
۴
اگر به گوهر آدم سرشته‌اند مرابسی ره است ز من تا به گوهر آدم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth