خلوتی با عمادی شهریاری
شمارهٔ ۳۱
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای در طریق عشق نگه کرده از کراندر خود غلط فتاده و افتاده در میان
۲
اندر دل چو زاغ منه رخت عشق از آنطاووس عشق را به از این ناید آشیان
۳
بر جان شدی نه بر دل چون بر هوا شدیکاندر چنین فرازی پر به که نردبان
۴
چون پیش تیر غمزه جانان سپر شدیچون تیغ کن یکی سپر دست و دل نهان
صفحهٔ ۱ از ۶