خلوتی با خاقانی
شمارهٔ ۱۴۱ - باز هم در مرثیهٔ خانوادهٔ خویش
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بس وفا پرورد یاری داشتمبس به راحت روزگاری داشتم
۲
چشم بد دریافت کارم تیره کردگرنه روشن روی کاری داشتم
۳
از لب و دندان من بدرود بادخوان آن سلوت که باری داشتم
۴
گنج دولت میشمردم لاجرمدر هر انگشتی شماری داشتم
صفحهٔ ۱ از ۴