خلوتی با خاقانی
شمارهٔ ۱۴۳ - مطلع دوم
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من کیم باری که گوئی ز آفرینش برترمکافرم گر هست تاج آفرینش بر سرم
۲
جسم بیاصلم طلسمم خوان نه حی ناطقماسم بیذاتم ز بادم دان نه نقش آزرم
۳
از صفت هم صفرم و هم منقلب هم آتشیگوئی اول برج گردونم نه مردم پیکرم
۴
نحس اجرام و وبال چرخ و قلب عالممحشو ارکان و زوال دهر و دون کشورم
صفحهٔ ۱ از ۹