شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

شمارهٔ ۱۴۶ - در شکایت از روزگار و دوستان و ستایش تهمتن پهلوان

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روزم فرو شد از غم، هم غم‌خوری ندارمرازم برآمداز دل، هم دلبری ندارم
۲
هر مجلسی و شمعی من تابشی نبینمهر منزلی و ماهی من اختری ندارم
۳
غواص بحر عشقم، بر ساحل تمنیچندین صدف گشادم، هم گوهری ندارم
۴
امید را به جز غم سرمایه‌ای نبینمخورشید را به جز دل نیلوفری ندارم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth