شعر را زندگی کن
خلوتی با عبدالرحیم حائری

بخش ۳ - قصائد و غزلیات

مجمع الاسرار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شعر اول
۲
نه عاشق است که فارغ بود ز سوی طَلبنه صادق است‌ که قانع ‌شود به بویِ طَلب
۳
اگر به سر، هوات هست و دست می‌رَسدتمگیر چشم تمنّای دل، ز رویِ طلب
۴
چو در کفِ مددِ وقت، هست چوگانی‌ استدراین سَبَقگهِ همّت، بهای گویِ طلب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth