خلوتی با خاقانی
شمارهٔ ۱۵۰ - در شکایت و عزلت
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به دل در خواص بقا میگریزمبه جان زین خراس فنا میگریزم
۲
از آن چرخ چون باز بر دوخت چشممکه باز از گزند بلا میگریزم
۳
چو باز ارچه سر کوچکم دل بزرگمنخواهم کله وز قبا میگریزم
۴
درخت وفا را کنون برگ ریز استازین برگ ریز وفا میگریزم
صفحهٔ ۱ از ۱۷