خلوتی با خاقانی
شمارهٔ ۱۴۹ - هنگام حبس در عزلت و قناعت و تخلص به مدح خاتم انبیاء
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر صبح پای صبر به دامن درآورمپرگار عجز، گرد سر و تن درآورم
۲
از عکس خون قرابهٔ پر میشود فلکچون جرعه ریز دیده به دامن درآورم
۳
هر دم هزار بچهٔ خونبن کنم له خاکچون لعبتان دیده به زادن درآورم
۴
از زعفران چهره مگر نشرهای کنمکبستنی به بخت سترون درآورم
صفحهٔ ۱ از ۱۸