خلوتی با عبدالرحیم حائری
بخش ۲۲ - شعر بیستم
مجمع الاسرار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تَرک سر گفتم و پا در ره جانانه زدمرندی آموختم آنگه درِ میخانه زدم
۲
در مقامات خرابات، خراب آمدهامسرخوش و مست شدم یک دو سه پیمانه زدم
۳
در حریم ِحرمِ دوست که خرگاه دلستمحرم راز شدم چون ره بیگانه زدم
۴
رخت از صومعۀ غیر تو بیرون بردمبر در مصطبۀ عشق تو کاشانه زدم
صفحهٔ ۱ از ۵