خلوتی با عبدالرحیم حائری
بخش ۲۴ - شعر بیست و دوّم
مجمع الاسرار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما شیشۀ نام و ننگ برسنگ زدیمپا بر سرِ نیکنامی و ننگ زدیم
۲
تا مست جنون شدیم این خیمۀ دلبیرون ز خرد به چند فرسنگ زدیم
۳
درطرف چمن از کف آن لاله عذاربا غنچه او بادۀ گلرنگ زدیم
۴
خوش پای دلم ز بند غم شد آزادچون دست طَرب به بَربط و چنگ زدیم
صفحهٔ ۱ از ۳