خلوتی با عبدالرحیم حائری
بخش ۵۳ - فراق نامه
مجمع الاسرار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم چون شد به دام تو گرفتارپیِ وصل تو بردم رنج بسیار
۲
نشد شیرین، هنوز از وصل، کاممکه از زهر مِحَن، پُر گشت جامم
۳
زچَرخم زهرها اندر مَذاق استولی هیچش، نه چون زهر فراق است
۴
غم هجر ازهمه غمها، فزون استدل من از فراقت، غرق خون است
صفحهٔ ۱ از ۳