خلوتی با خاقانی
شمارهٔ ۱۶۱ - مطلع سوم
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا نفخات ربیع صور دمید از دهانکالبد خاک را نزل رسید از روان
۲
غاشیهدار است ابر بر کتف آفتابغالیهسای است باد بر صدف بوستان
۳
کرد قباهای گل خشتک زرین پدیدکرد علمهای روز پرچم شب را نهان
۴
روز به پروار بود فربه از آن شد چنینشب تن بیمار داشت لاغر ازین شد چنان
صفحهٔ ۱ از ۱۴