خلوتی با علی اشتری
شمارهٔ ۹ - اندیشه کن
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رقتی ز پیش دیده و برجان نشسته ایدر خاطرم چو اشک، بدامان نشسته ای
۲
از ما چه دیده ای؟ که بصد سوز همچو شمعخندان میان بزم حریفان نشسته ای
۳
برچشم غیر، اگر بنشستی بدلبریاندیشه کن چو اشک که لرزان نشسته ای
۴
ای غم، اگر چه عهد تو بشکسته ام بمینازم ترا، که بر سر پیمان نشسته ای
صفحهٔ ۱ از ۲