خلوتی با علی اشتری
شمارهٔ ۱۰ - کاش !
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کاش! بودی روزگارم بر کنار از هرچه هستتا بپای دل نرفتی نیش خار از هرچه هست
۲
جاه و مال و ناز و نعمت بود و گنج سیم و زرمن بحکم دل گزیدم مهر یار از هرچه هست
۳
راحت دل خواستم در زندگی از آنچه نیسترنج خود جستم بجان در روزگار از هرچه هست
۴
نیک و بد، هریک بجای خویش دارد اعتبارپیش چشم ما فتاد این اعتبار از هرچه هست
صفحهٔ ۱ از ۲