خلوتی با علی اشتری
شمارهٔ ۱۱ - آبیاری اشک
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوید بر رخ زردم، ز بیقراری اشکگل خزان زده را، کرد آبیاری اشک
۲
خزان عمر بزردی رساند، رنگ رخمببار بر سرم، ای ابر نو بهاری اشک
۳
کسی غبار غم، از چهره ام نخواهد شستاگر ز دیده نیاید برون بیاری اشک
۴
رخم ببوسد و بنوازد و بعذر قصوربخاک پیش من افتد، ز شرمساری اشک
صفحهٔ ۱ از ۲