خلوتی با علی اشتری
شمارهٔ ۲۱ - خندان گریستم
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عمری ز سوز آتش هجران گریستمتا یک شبت، نشسته بدامان گریستم
۲
چون شمع آتشین، بسر گور آرزویک عمر، با خیال تو خندان گریستم
۳
از چشم دلفریب تو،در هر گذرگهیپیدا، عتاب دیدم و پنهان گریستم
۴
گه تنگدل چو غنچه نشستم میان باغگاهی چو ابر بر سر بستان گریستم
صفحهٔ ۱ از ۲