شعر را زندگی کن
خلوتی با علی اشتری

شمارهٔ ۳۴ - گداختیم و نشد

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز شوق وصل، بهجر تو ساختیم و نشدچو شمع، پیش جمالت گداختیم و نشد
۲
در این قمار، که امکان برد با ما بودبخیره، عمر گرانمایه باختیم و نشد
۳
بدان امید، که گوئی بریم از این میدانهزار توسن تدبیر تاختیم و نشد
۴
مگر نه آنکه، به پایان هرشبی سحری است؟بسا، که با شب تاریک ساختیم و نشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth