خلوتی با علی اشتری
شمارهٔ ۴۸ - بیاد دوست
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز جمع ما برون رفتی، شکستی محفل ما راشکستی محفل ما را و افسردی دل ما را
۲
ز کشت دوستی، حاصل ندیدم غیر نومیدیبدست برق بسپردند گوئی حاصل ما را
۳
دگر زین بحر طوفان خیز، امید رستگاری نیستکه کشت این باد محنت زا، چراغ ساحل ما را
۴
تو هم ای کاروانسالار جان، رخت سفر بر بندکه تا سر منزل جانان، رسانی محمل ما را
صفحهٔ ۱ از ۲