خلوتی با علی اشتری
شمارهٔ ۵۳ - آمد به میان
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرکجا از می و مستی، سخن آید به میانقصهٔ چشم تو و حال من آید به میان
۲
گر صبا از سر زلف تو رساند بوییجمع ما را ز دمش، صد شکن آید به میان
۳
نقش رخسار تو پیدا شود و، آن بر و دوشگر حدیثی ز گل و یاسمن آید به میان
۴
گر بر آرم ز دل سوخته، فریاد غمیسخن از نالهٔ مرغ چمن آید به میان
صفحهٔ ۱ از ۲