خلوتی با علی اشتری
شمارهٔ ۵۸ - دیار هوس
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن بی خبر، که راه دیار هوس گرفترد کرد دست ساقی و جام از عسس گرفت
۲
ما سر گران ز صافی عشقیم، تا چه دیدآن بیخرد، که جام ز درد هوس گرفت
۳
گفتم: که نغمه سر دهم از شور عاشقیغم، عقده در گلو شد و راه نفس گرفت
۴
ای باد روح بخش سحر گه، حکایتیاز حال بوستان، که دلم در قفس گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲