خلوتی با علی اشتری
شمارهٔ ۵۹ - خوش آمدی
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز لطف، پا بسر من چه خوش نهادی بازخوش آمدی! که مرا جان تازه دادی باز
۲
دو صد گره ز فراق تو بود در کارمبیامدی و ز کارم گره گشادی باز
۳
بنازمت که گرم سوختی چو پروانهچو شمع، بر سرم از رقت ایستادی باز
۴
تو ای سرشگ ندانم، که در شبان فراقچه گوهری! که ز چشم من اوفتادی باز
صفحهٔ ۱ از ۲