خلوتی با علی اشتری
شمارهٔ ۶۳ - رنجی که میکشد
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رنجی که بیتو، این تن فرسوده میکشدجرم دمی که با تو بیاسوده میکشد
۲
هم آه میکشد به هوای لبت، لبمهم ساغری به خون دل، آلوده میکشد
۳
آسوده خاطرم به خیال تو، گرچه دلصد درد، از نصیحت نشنوده میکشد
۴
ای دل، تو در کنار حبیبی به کام و بازاین جان خسته، جور تو بیهوده میکشد
صفحهٔ ۱ از ۲