خلوتی با علی اشتری
شمارهٔ ۶۴ - چه می پرسی ؟
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر با ناله دل، همزمان در هر دمی هستمبه غیر از ناله هم، در آرزوی همدمی هستم
۲
از آن گلها که میرویند از خاکم، خبر یابیکه از هجر گلی، هر دم اسیر ماتمی هستم
۳
چه می پرسی؟ که دی چون رفت و فردا چون بسر آید؟من آن رند زمان سوزم، که در بند دمی هستم
۴
بهر دم، ساغری باید، که آید بر لبم بی اوکه دور از لعل او هر دم گرفتار غمی هستم
صفحهٔ ۱ از ۲