خلوتی با علی اشتری
شمارهٔ ۷۱ - در آغوش من
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیشب مه من، مست در آغوش من افتادزلفین سیاهش، بسر و دوش من افتاد
۲
آن چشم سیه مست، بصد مهر و دو صد نازبر چشم من و حالت مدهوش من افتاد
۳
از چشم من افتاد، صد افسانه شیرینزان قصه که از عشق تو در گوش من افتاد
۴
با غیر چه گویم؟ که لب نوش حبیبمنوشنده به خون خانه پرجوش من افتاد
صفحهٔ ۱ از ۲