خلوتی با علی اشتری
شمارهٔ ۷۲ - یار خو نکرد
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با من چو بخت یار نشد، یار خو نکردیا یار خو نکرد، که اقبال رو نکرد
۲
هرگز زدست دوست ننالم، که این ستمتقدیر کرد با مسکین و او نکرد
۳
راحت مجو ز دهر مخالف، کزین حریفنوشی نخواستیم که نیشی فرو نکرد
۴
کو؟ آن سبو کشی که خود این کهنه کوزه گرخاکش نکرد باز و ز خاکش سبو نکرد
صفحهٔ ۱ از ۲