خلوتی با علی اشتری
شمارهٔ ۷۳ - ای طبیب !
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیش رویت گر بمیرم، زندگی از سر بگیرمجان ز سر خواهم، بیا تا پیش چشمانت بمیرم
۲
تا مرا نیروست در تن، غیر درگاهت نخواهمتا مرا دستی است بر دل، غیر دامانت نگیرم
۳
خفتی و هرگز نخفته، چشمم از سودای عشقترفتی و هرگز نرفته، عشقت از لوح ضمیرم
۴
ای طبیب! از سر برو، رنجم مده، آزار کم کنکاشنای درد عشقم، از تو درمان کی پذیرم؟
صفحهٔ ۱ از ۲