شعر را زندگی کن
خلوتی با علی اشتری

شمارهٔ ۱۰۷ - شبنم

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا ترا از می و معشوق جدا نتوان دیدلحظه ای از قفس دردها رها نتوان دید
۲
مست و مدهوش بمیخانه چرا افتادیکه در آن پیکره ها نور خدا نتوان دید
۳
غافل از چرخ مشو، تکیه مکن بر نگهیکه بهر دیده نشانی ز صفا نتوان دید
۴
مست و دیوانه مشو، زهر جگر سوز منوشپی این زهر روانکاه دوا نتوان دید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth