خلوتی با علی اشتری
شمارهٔ ۱۰۶ - چو شمع
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر شبی در محفل جانان برافروزم چو شمعمجلس افروزی کنم تا خویشتن سوزم چو شمع
۲
جمع یاران را همه شب، گرمی از آه من استروشنی بخش شبم من، تا سیه روزم چو شمع
۳
تا مرا در محفل شاهانه اش راهی بوداشک غم جای گهر بر جامه میدوزم چو شمع
۴
شعله بر سر، بر سرپایم که تا پروانه رااز محبت درس جانسوزی بیاموزم چو شمع
صفحهٔ ۱ از ۲